|
وقتی رفتی هیچ اتفاقی نیفتاد...
فقط پرنده ای بربام خانه ام نشست که مدام میگفت کو کو...! چقدر سخته تو چشای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدیدو به جاش یه زخم همیشگی رو به قلبت هدیه داد زل بزنی و به جای اینکه لبریز از کینه و نفرت شی حس کنی هنوزم دوسش داری! چقدر سخته دلت بخواد سرتو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر آوار غرورش همه ی وجودت له شده! چقدرسخته تو خیالت ساعت ها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش جز"سلام" نتونی بگی! چقدر سخته نتونی از راز دل و احساساتت حرف بزنی و بخاطر حفظ غرورت مجبورباشی همیشه ساکت بمونی! تنها انسان است که به شدت رنح مي بردو مجبور است خنده را بياموزد چون جاده به زخم رفتن آراست مرا ممکن از نا ممکن پرسيد خانه ات کجاست؟ناممکن پاسخ داد در روياهاي يک نا توان... من خدا را دارم،کوله بارم بر دوش،سفري مي بايد،سفري بي همراه،گم شدن تا ته تنهايي محض،سازکم با من گفت:هرکجا لرزيدي از سفر ترسيدي،تو بگو از ته دل من خدا را دارم من و سازم چنديست که فقط با اوييم... اي کاش هميشه در کودکي ميمانديم تا به جاي دلمان سر زانوهايمان زخم ميشد.... چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه هنوزم دوسش داری! چقدرسخته گل آرزوهاتو،تو باغ دیگه ای ببینی و خزار بار توی خودت بشکنی و اون وقت آروم زیر لب بگی : گل من باغچه نو مبارک اگر میدانستم چشمانت با چشمانم حرف نخواهند زد هرگز چشم به روی تو نمی گشودم... اگر میدانستم تورا از دست می دهم هرگز تو را به دست نمی آوردم... اگر میدانستم جدایی تا این حد تلخ است هرگز به کسی دل نمی بستم... اگر میدانستم زندگی اینقدر سخت است هرگز به دنیا نمی آمدم! قضاوت... چه تلخ محاکمه می شوند پاییز و زمستان که برای جان دادن به درختان جان می دهند و چه ناعادلانه آن طرف تر همه چیز به اسم بهار تمام می شود... ببین چه می شود اگر بودن تو بستگی داشته باشد به نبودن دیگری...بودنت رابه رخ میکشی..اما نبودن اوست که به چشم می آید...!
|
Aboutمرداد 1390Links
شیرین مثل عسل
|